![]() |
![]() |
|
| عشق یعنی در کوی دوست |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
|
|
![]() |
![]() |
|
|
|
اشک مهتاب.................. تو دیروز،برچشم من،چشم بستی بصد ناز،دردیده ی من نشستی مرا با دو چشمی که آتشفشان بود- نگه کردی و خنده بر لب شکستی ● زچشم سیه مست ناز آفرینت- بجان وتنم،مستی خواب میریخت نگاهت چو میتافت بر دیده ی من یشام دلم موج مهتاب میریخت ● چو لبخندروی لبت موج میزد- دل من از آن موج، توفانسرا بود چو نسرینه اندام تو ،تاب میخورد مرا حیرت از شاهکار خدا بود ● پی نوشخندی چو لب میگشودی- بد ندان تو بود، لطف سپیده ندانم که الماس دندان نما بود و یا اشک مهتاب، بر گل چکیده؟ ● بسی رفت و بی مستی عشق بودم بچشمت قسم،مستی از سر گرفتم تو دیشب نبودی،خیالت گواه است- که او را به جای تو در بر گرفتم ● پس از این، دلم بیتو چون گور سرد است بیا بخت من شو،در آغوش من باش مرو،بی تو شبهای من بی ستاره است تو پروین شبهای خاموش من باش |
|
هر نفس می رسد از سينه ام اين ناله به گوش |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
بی تو امشب باز يک گوشه نشستم در خيالم آمدم پيش تو و گفتم که خستم از همه چيز و همه کس به تو گفتم های های گريه کردم زار زار ناله کردم گفتم اينجا غصه دارم هيچکس را هم ندارم از همه چيز و همه کس من گسستم با همين دستهای بستم مثل اينکه کودک هستم از تو پرسيدم تو ميدانی که هستم؟ تو به من خنديدی و گفتی که باز هم در اين دنيای زيبا چشم بر خوبيها بستم |
![]() |
![]() |
|
من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري برای با تو موندن تا همیشه دوستت دارم. |
|
|
|
|
|
|
|
به چشم من نگاه نكن ، دوباره گريت مي گيره
ساده بگم كه عشق من ، بايد تو قلبت بميره
فاصله بين من و تو ، از اينجا تا آ سموناست
خيلي عزيزي واسه من ، ولي زمونه بي وفاست
قسم نخور كه روزگار ، به كام ما دو تا نبود
به هر كي عاشقه بگو ، غم كه يكي دو تا نبود
بگو تا وقتي زندهام ، نگاه تو سهم منه
هر جاي دنيا كه باشي ،دلم واست پر ميزنه
براي اين در به دري ، تو بهترين گواهمي
دروغ نگو ، كه مي دونم هميشه چشم به راهمي
![]() |
|
آن گاه
|
|
شعر معروف زیر از استاد محمد حسین بهرامیان است . لذت ببرید :
قبله پیشنماز
آمد درست زير شبستان گل نشست دربين آن جماعت مغرور شب پرست يک تکه آفتاب نه يک تکه از بهشت... حالا درست پشت سر من نشسته است اين بيت مطلع غزلی عاشقانه نیست اين سومين رديف نمازی خيالی است گلدسته اذان و من و های های های الله اکبر و انا فی کل واد ... مست سبحان من يميت و يحيی و لا اله الا هو الذی اخذ العهد فی الست يک پرده باز پشت همين بيت مي کشيم) او فکر می کنيم در اين پرده مانده است .................................................. سارا سلام...اشهد ان لا اله... تو با چشمهای سرمه ای...ان لا اله ...مست دل می بری که...حی علی ...های های های هر جا که هست پرتو روی حبيب هست بالا بلند ! عقد تو را با لبان من آن شب مگر فرشته ای از آسمان نبست باران جل جل شب خرداد توی پارک مهرت همان شب..اشهدان..دردلم نشست آن شب کبو .. (کبو).. کبوتری از بامتان پريد نم نم نما (نما) نماز تو در بغض من شکست
سبحان من يميت و يحيـــــــــــــی و لا اله الا هو الـــــــــــــذی اخذ العهــــد فی الست سبحان رب هر چه دلم را ز من بريد سبحان رب هر چه دلم را ز من گســــست
سبحان ربی الــ... من و سارا .. بحمده سبحان ربی الــ ... من و سارا دلش شکست سبحان ربی الــ... من و سارا به هم رسیــ... سبحان تا به کی من و او دست روی دست؟ زخمم دوباره وا شد و اياک نستعين تا اهدنا الـصـ ... سرای تو راهی نمانده است مغضوب اين جماعت پر های و هو شدم افتادم از بهشــــــــــــت بر اين ارتفاع پست يک پرده باز بين من و او کشيده اند (سارا گمانم آن طرف پرده مانده است)
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
12/29/2007 - 1/4/2008 12/13/2007 - 12/21/2007 11/29/2007 - 12/5/2007 11/22/2007 - 11/28/2007 11/13/2007 - 11/21/2007 |
|
RSS
|